X
تبلیغات
زولا

هوای دوست

گاهی آدم وقتی خاطراتش را مرور می کند، یاد عزیزی می افتد وخاطرات شیرینش با او...

گاهی دلت هم هوایش می کند...
گاهی دلت برایش تنگ می شود...
دلتنگیت که شدید شد، اگر بخواهی درباره اش حرف بزنی، بغض راه گلویت را می گیرد...
و آخرش... بلورهای اشک، چشم هایت را تر می کند...

اما وقتی خیلی دلت تنگ شد، دیگر یاد روز وشبت می شود او،
در تنهایت بلورهای اشک، تمام پهنای صورتت را خیس می کند...
تمام خاطراتت، حرف هایت درباره اوست...
هر کس که راهی دیارش می شود، دلت  ناخودآگاه همراهش روانه می  شود
و سفارش که عمر دیدار کوتاه است و شیرین، مانند خواب، رویا...
و آرزویت
که شاید لحظه ای، باز هم بتوانی شیرینی همراهیش، همکلامیش و هم زبانیش را بچشی...

دلم برای مدینه خیلی تنگ شده...

میلاد پیغمبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) و
فرزند بزرگوارشان صادق آل محمد (علیه السلام) گرامی

نگاشته شده در جمعه 21 بهمن 1390 ، 00:44 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 3 نظر