X
تبلیغات
زولا

عرفه

و تنها عرفه بدون حضور عرفات، در کربلا می‏تواند رخ بنماید؛ و این حسین است که کربلا را عرفات خود می‏کند.
که عرفات سال 60، بدون ولی زمان، بیابانی بیش نبود. آنان که ماندند به هوای عرفات... از کربلا که هیچ، از عرفات نیز بی نصیب ماندند.


همین روزها بود که مولایمان عرفات را گذاشتند و رفتند تا عرفه...
یعنی امسال هم نطلبیدید؟!

دلم این روزها آغوشی می خواهد برای زار زدن، گریستن، آرام شدن...
نگاشته شده در شنبه 29 مهر 1391 ، 01:22 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 0 نظر

حسرت

این وبلاگ را
نامش را باید بگذارم حسرت...

قالبش پرید؛ گفتند درست می شود که نشده هنوز...

این روزها فکر می کنم قرار است از دوری دق کنم. هر سال آقایمان می طلبید که در جوارشان آرام بگیرم و امسال، مانده ام همینجا و دلم عرفات است، عرفات، عرفات، عرفات...

اللهم ارزقنا عرفات...


نگاشته شده در جمعه 28 مهر 1391 ، 06:30 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 0 نظر