X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

گلاب...

خوشابحال ایرانی ها، که هرسال دوبار با گلاب آنان خانه خدا را تمیز می کنند...

خوشا بحال کاشی ها، که گلاب نابشان می رسد به خانه خدا...

خوش به حال قمصری های کاشان...

و خوش به سعادت حجه الاسلام سیدعلی موسویان و پسرشان سیدامیر حسن که هر سال دو نفری، 80 لیتر گلاب ناب می گیرند و می دهند برای شستشوی خانه خدا.

خدا توفیقشان را روزافزون کند که هر سال حجة الاسلام موسویان هم جزو مهمانان ویژه شستشوی خانه خداست...

هر سال قدم می گذارد در بهترین نقطه زمین...

توفیقشان مستدام

* متن کامل مصاحبه را اینجا بخوانید.
** خدا هر کاری که بخواهد می کند، حتی وهابی های شیعه ستیز را مجبور می کند که تصویب کنند که هرسال فقط با گلاب قمصرکاشان، خانه اش را شسبشو بدهند...
*** خدا گیر اسباب و علل مادی نیست، نمی دانم حاج آقا چی کار کردن که هرسال طلبیده می شوند...اللهم ارزقنا

نگاشته شده در سه‌شنبه 30 اردیبهشت 1393 ، 23:09 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 4 نظر

سه روز خلوت جمعی

ستون های نور بالا می روند، آن قدر بالا که دعاهایمان را برسانند به عرش...


اینجا...
عبادتی در دل علم، مسجدی در قلب دانشگاه در هم جواری شهداء
و چقدر دوست داشتنی...

یادم هست یکبار نوشتم درباره اش...
اینکه حسش آنقدر خوب نبود که می خواستم، اما امسال به مبنای حرف خواهر که همیشه می گفت اعتکاف مسجد دانشگاه تهران، یک چیز دیگری است، رفتم؛ هر چند واقعا دلم اعتکاف مسجد گوهرشاد می خواست و آقا نطلبیدند.
همین جووری رسیدم به اطلاعیه ثبت نام، و همین جوری ثبت نام کردم.*
بدون پیش بینی، درآمد.**
روز آخر واریز وجه، کلی همه چیز داشت گره می خورد که رفتنی نشوم.
رفتم...
خیلی خوب بود، تکرار عرفات نبود... قطعا هیچ چیز عرفات نمی شود. اما...

خیلی خوب بود...
خیلی لازم داشتم این آرامش بعدش را... ان شاءالله خرابش نکنم.


*همین جوری، یعنی از نگاه حقیر، وگرنه در دستگاه تقدیرالهی هیچ چیز بدون پیش بینی و همین جووووری نیست.

** همان بالایی

نگاشته شده در جمعه 26 اردیبهشت 1393 ، 22:07 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 3 نظر

ماه نور و برکت و غفران

در اعمال ماه رجب، سفارش شده به انجام عمره... حتی سوال می شود، می خواهم بروم عمره، رجب بروم یا رمضان؟ می شنود: رجب...


مبارک باشد بر شما آمدن ماهی که ماه خداست؛
اولین روزش باقری،
سومینش نقوی،
دهمینش تقوی،
سیزدهمش علوی،
نیمه اش زینبی،
 و بیست و هفتمش محمدی است...
حقیر را فراموش نکنید در دعاهای رجبیه تان...

برچسب‌ها: رجبیه، عمره، رمضان
نگاشته شده در پنج‌شنبه 11 اردیبهشت 1393 ، 14:00 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 6 نظر

روز جدایی

امروز، روز سختی است برای آمنه (رحمة الله علیها)
خیلی سخت...
هنوز داغدار است، داغدار مردی که یکسال بیشتر نگذشته از آن روزی که او را به عقدش درآورند؛

برای خوش سیماترین جوان قریش، آمدند خواستگاری او، جوانی که همه دختران مکه، آرزوی همسری اش را داشتند. اما او انتخاب شده بود... چرا نپذیرد عروس بزرگ بنی هاشم و کلیددار کعبه شود، و به همسری بهترین فرزندش درآید.

آمنه(رحمة الله علیها) با امید و آرزو قدم در خانه عبدالله(رحمة الله علیه) گذاشت، اما هرگز گمان نمی کرد آنقدر شیرینی زندگی شان کوتاه باشد که به سال هم نرسد و عبدالله (رحمة الله علیه)نتواند حتی کودکش را ببیند...

و تازه
محمدش(صلى الله علیه وآله وسلم)
40 روزه شده، ناچار است، اگر می توانست خود همراه کودکش رهسپار می شد... تاب دوری ندارد، چگونه تاب بیاورد دوری از تنها یادگار عبدالله (رحمة الله علیه) را...
اما
جان محمدش(صلى الله علیه وآله وسلم) ، برایش آنقدر عزیز است که تمام عواطف مادرانه شان را فروبنشاند و او را به دست زن دیگری بسپارد...

زنی که عبدالمطلب (رحمة الله علیه) با وسواس زیاد برگزیده تا جگرگوشه اش  را به او بسپارند... او را می بوسد و وداع می کند؛ زخمی عمیق بر روح آمنه.(علیها السلام) مرگ شویش هنوز تازه است، هنوز سیاه پوش است...
و حالا
او می ماند و یک دنیا تنهایی... 

او می ماند و سینه های پرشیر... و هیچ وقت نامش را در جمله صابران عالم ننگاشته اند.
چون
هیچ مردی، نمی تواند عمق تنهایی مادری چون او را درک کند...

 و امروز
محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) را سپرند به دایه ای به نام «حلیمه».


امروز 28 جمادی الثانی است، روزی که مصادف است به سپردن رسول خدا (ص) به حلیمه سعدیه. در این روز حضرت عبدالمطلب (علیه السلام) نور چشم خود پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) را در اطراف کعبه طواف داد و براى شیر دادن به حلیمه سعدیه سپرد.

می دانم برایتان نوشته ام شاید عجیب باشد، شاید همیشه روایت دیگری از حادثه خوانده اید...


ادامه مطلب ...

نگاشته شده در سه‌شنبه 9 اردیبهشت 1393 ، 07:19 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 1 نظر