ندبه

به امید آن روز که

«ندبه»، جزو خاطراتمان باشد، نه دعاهایمان...

میلاد نور مبارک...
به امید نورانی شدن
التماس نور
أین معز الأولیاء و مذل الأعداء

برچسب‌ها: ندبه، میلاد نور، ظهور، منتظر
نگاشته شده در پنج‌شنبه 22 خرداد 1393 ، 21:46 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 3 نظر

آرزو+ شکایت

امشب دلم می خواست فقط یک جا باشم...*
همان جایی که خدا برای آخرین بار، برای بشر، پیامبری مبعوث کرد مثل خودشان. دلم می خواست از همان بالا نگاه می کردم به بیت الله...
نیت می کنم
دو رکعت نماز شکر... برای بعثت پیامبر خاتم...
و
دو رکعت نماز استغاثه
برای رسیدن موعود... 
و
بعد دعای افتتاح را باز کنم و بخوانم...
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ*
خدایا شرمنده، اما خودت آموختی که بخوانیم... خدایا چرا زمان رسول الله را درک نکردیم؟
وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا
حالا که زمان رسول خدا نبودیم، دیگر چرا اماممان نیست؟
وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا،
خدایا... کثرت دشمنان و کمی دوستان را چه کنیم؟ هر روز آنان بیشتر می شوند و ما کمتر...
وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا
وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا

فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [آلِ مُحَمَّدٍ] وَ أَعِنَّا عَلَى ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ وَ سُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَ رَحْمَةٍ مِنْکَ تُجَلِّلُنَاهَا وَ عَافِیَةٍ مِنْکَ تُلْبِسُنَاهَا بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ .

خدایا برسان موعود را**


*ناشکری است اگر شکر عمره رجبیه را نکنم... اینکه چنین شبی بودم در بهترین نقطه زمین، اما حیف... کسی نبود مرا برساند جبل النور...

** چقدر خوب که خدایی داریم که حتی خودش بهمان شکایت کردن یاد می دهد... که کمی سبک شویم.

نگاشته شده در سه‌شنبه 6 خرداد 1393 ، 02:59 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 6 نظر