X
تبلیغات
زولا

مجیر

امشب سیزدهم ماه رمضان است...
وارد شده در این شب های سپید رمضانی، دعای مجیر بخوانید.
دعای مجیر مرا می برد تا کنار خانه خدا، آن زمان که نیت می کنی، 7 بار، دور خانه اش، برگردی؛ دست راست را می آوری بالا، به نشان بیعت،
الله اکبر...

و دعای مجیر، می بردت تا لبه پرتگاه جهنم، «خلصنا من النار یا مجیر»
داغی آتش را حس می کنی و چنگ می اندازی به رحمت خدا... خدایا! می ترسم از آتشت، از جهنم، از خشم تو، از روی گردانی ات، از عقابت... خدایا ببخش...

اینجا حرم امن توست، حریم رحمت توست، خانه توست... فرشتگان عذاب دادند تو را می کشند و تو چنگ زده ای به پرده خانه، «خلصنا من النار یا مجیر»

فرشتگان، رهایت می کنند، درمانده از زخم هایی که خوردی، افسرده از نافرمانی هایی که کردی، همانطور ایستاده ای و زجه می زنی «خلصنا من النار یا مجیر»

حجر اسماعیل را رد می کنی، نسیم رحمتش، روح و جانت  را نوازش می دهد، این نسیم از بهشتش می آید... «خلصنا من النار یا مجیر»

و برای آخرین بار، دستت را بالا می آوردی الله اکبر... و از رودخانه خروشان مطاف جدا می شوی و می نشینی آن گوشه، زیر چراغ سبز، خسته از کشمکش، میان فرشتگان رحمت و عذاب... که آن ها مأمورند به فرمان الهی... اینجا بهشت است،
مواظب باش، این بار که پایت را از حریم امنش بیرون گذاشتی، دوباره نروی لبه پرتگاه جهنم،
شاید
بار قبل، از کنجکاوی سرک کشیدی،
از دوست ناباب،
از رفیق نامرد،
از نفس سرکش،
از شیطان




از...

«خلصنا من النار یا مجیر»


امشب اگر رزقتان مجیر بود، یا کمیل... شاید ابوحمزه، افتتاح...

یادتان باشد بروید و با همان الله اکبر، آغازش کنید... شما همان جا ایستاده اید... کنار حج، دست گذاشته اید روی دیوار کعبه... «خلصنا من الناریا مجیر»


پ.ن1: نمی آیم تا عید فطر، یک فرجه 16، 17 روزه.
دعاکنیم همدیگر را...
شب های قدر دعایم کنید که به تعداد ستارگان آسمان گناه کردم و امید دارم به رحمتش «خلصنا من النار یا مجیر»
پ.ن2: خیلی وقت است که دیگر خاطرات را ننوشته ام. این فرصت شاید کمکم کند به اینکه بعدش هفته ای یکبار لااقل بنویسم، به امید آنکه شاید او هم بخواند.
پ.ن3: وقتی در شب های نورانی ماه رمضان، می رسیم به ایام البیض، می شود نور علی نور، این سه روز را مغتنم شماریم در این ماه عزیز... سه روز سپید در روزهای نورانی.
پ.ن4: نمی دانم، نمی توانم در این روزهای نورانی هم شاد بگذارم... بقیع برایم همیشه غریب است، حتی اگر نیمه رمضان برسم آنجا، باز هم اشک مجالم نمی دهد... به امید روزی که خودمان بسازیم بقیع را...
پ.ن5: خوشابحال آنانی که این شب های سپید نورانی را در بهترین نقاط زمین می گذارنند... در قطعاتی از بهشت.

نگاشته شده در جمعه 20 تیر 1393 ، 00:57 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 3 نظر

فراق

سه سال تمام شد، سه سال سختی، مشقت، گرسنگی، محاصره و...
این بار خداوند رسالتش را بر عهده موریانه ای گذاشت که جز نام جلاله، چیزی از آن کاغذِ عهد باقی نگذارد. و محاصره تمام شد...
حالا
رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)
آسوده از رد کردن این گردنه حساس، خوشحال در کنار همسر مهربانش و فاطمه اش(علیها سلام)...
ولی
دیگر روح بزرگ خدیجه(علیها سلام) را یارای ماندن در کالبد زمینی اش نیست، آغوش می گشاید تا عرش الهی؛ و زمینیان داغ دار وسیاه پوش می شوند در این مصیبت... وفاطمه 5 ساله، بعد از سه سال رنج، اینبار از آغوش گرم مادرش محروم می شود و این رسول خداست(صلی الله علیه وآله وسلم)، که باید زخم عمیق دل کوچک فاطمه(علیها سلام) را التیام باشد.

روز موعود فرا می رسد. حجله ای میارایند که دخت رسول الله(علیها سلام)را تا خانه همسر بدرقه کنند و خدیجه(علیها سلام)، سال ها قبل، برای این روز، لباسی گذاشته و شب وقتی رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) می رسد به پشت حجره فاطمه(علیها سلام)، می بیند ام سلمه، همانجاست، به وصیت خدیجه(علیها سلام)، که مبادا در شب زفاف، فاطمه ام (علیها سلام) تنها بماند.

نگاشته شده در سه‌شنبه 17 تیر 1393 ، 10:24 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 2 نظر

تشکر

شاید این حرف ها ذوق زدگی تعبیر شود،
شاید گفته شود آدم بی جنبه ای هستم،
شاید حتی بعضی بگویند آدم بی مقدار و بیکاری هستم که اینقدر برای یک تشکر، خوشحال می شوم و...

برایم مهم نیست.

اما فکر کردم جا دارد غیر از آخر پست قبل، یک پست دیگر بنویسم برای تقدیر از حضور حجة الاسلام برکت رضایی مدیر پایگاه اطلاع رسانی بعثه مقام معظم رهبری و مناعت طبع ایشان در خواندن مطالب یک شرکت کننده معمولی و انتقادات شاید نابجا از دید ایشان، و نظری که مرقوم فرمودند.

آن پست را زمانی که نوشتم، که تقریبا ناامید شده بودم از اینکه بتوانم این حرف ها به خود ایشان برسانم. و خوشحالم که هدفم برای نوشتن، به سرانجام رسید.

به نظرم تشکر کردن، نه باعث می شود چیزی از تشکر کننده کم شود و نه چیزی به تشکر شونده اضافه شود. و قطعا سنت دینی ما هم تشکر است، حتی اگر آن کار را وظیفه تلقی کنیم.

جناب حجة الاسلام برکت رضایی
امیدوارم هماره این منش و خوی خوب و حق طلبانه جنابعالی در شنیدن انتقادات و پذیرش آن (در صورت صحیح بودن)، در زندگی اجتماعی و شخصی تان جاری باشد و از خداوند متعال خواستارم که هماره در راه کسب فضایل حسنه پیشرو و الگو باشید.

و من الله التوفیق

نگاشته شده در یکشنبه 15 تیر 1393 ، 01:17 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 1 نظر

اختتامیه جشنواره

مقدمه

این پست را خیلی وقت بود که می خواستم بنویسم، اما گفتم:

شاید...
ممکن است...
احتمال دارد...

اما فکر کنم آنقدرها گذشته باشد که دیگر این احتمالات جایی نداشته باشد. شاید حرف و حدیث های بسیاری بشنوم، اما اینجا، تنها جایی است که می توانم حرف هایم را بزنم


اصل

خبرگزاری حج، خیلی بدون مقدمه، یک جشنواره وبلاگ نویسی برگزار کرد، «اولین جشنواره وبلاگ نویسی حج»؛ شدم یکی از 20 برگزیده مرحله اول، که در دو گروه وبلاگ های فرهنگی و اجرایی دسته بندی شدند و انتخاب برگزیدگان نهایی، واگذار شد به خواننده ها.


بعد ماجرا

  • درباره برگزیدگانش اول گفتند: 
    لینک صفحه خبرگزاری حج
    http://hajj.ir/14/47614
    عکس صفحه مربوطه که با کادر قرمز، قسمت مورد نظر مشخص شده است.
     
    http://s5.picofile.com/file/8127694234/Hajj.jpg
  • قبل از اعلام ده برگزیده نهایی، تماس گرفتند و آدرس دقیق پستی گرفتند. 
  • و روز موعود فرا رسید،17 اسفندماه... اعلام برگزیدگان نهایی
  • بعد از برگزیده شدن، این پست را نوشتم، و آخرش اضافه کردم «و اما چند انتقاد درباره جشنواره را هم می گذارم اگر فرصتی دست داد و حضوراً توفیقی حاصل گردید که خدمت حجت‌الاسلام برکت‌رضایی مدیر پایگاه اطلاع رسانی بعثه مقام معظم رهبری، برسم می گویم.»
بسی امیدوار شدم به اینکه حداقل این وبلاگ، که روزی شروع شد، به نتیجه رسید؛ امیدوارم بودم که حالا بشود یک حرکت جدی را در این زمینه شروع کرد.
  • روزهای پایانی سال بود؛ دقیقا 22 اسفندماه، فردا بلیط داشتیم که برویم پابوس امام هشتم و سالمان را در کنارشان تحویل کنیم که پستچی زنگمان را زد و این بسته نسبتا بزرگ را داد دست پدر گرامی.
    با ذوق و شوق، بازش کردم...
    گفتم، شاید، ممکنه، احتمال دارد که این هدایای مرحله اول باشد، نه نهایی...2*

بعد جایزه
با امروز، حدود 4 ماه از آن روز می گذرد و احتمال شاید، باید، ممکن است و... تقریبا از بین رفته.


و اما انتقادات

هرچند دوست داشتم نقدها درون گفتمانی باشد و یک جوری بشود رساند دست خود جناب حجة الاسلام برکت رضایی، اما دیدم اینجا تنها جایی است که می توانم امید داشته باشم شاید کسی به دستشان برساند.

  1. اول باید تشکر کرد از شروع این کار فرهنگی، هر چند می توانست خیلی زودتر آغاز به کار کند، اما خیلی خوب است.
  2. ارسال سریع جوایز، جای قدردانی دارد. کمتر جشنواره ای را دیده ام، آن هم در سطح کشوری که به این سرعت، جوایزش ارسال گردد. حتی مسابقات داخلی، دانشگاهی هم حالا حالاها جوایزش را نمی دهند، چه برسد به مسابقات کشوری.
  3. خصوصا تشکر ویژه از ارسال لوح تقدیر.
  4. دوست داشتم طبق وعده داده شده، می رسیدیم خدمت نماینده ولی فقیه در امور حج، که توفیقاتشان بسیار است و رسیدن خدمت ایشان، سعادتی بود؛ ضمن اینکه هر چند سطح وبلاگ های برگزیده، پایین تر از حد انتظار بود، اما برگزاری خوب و رسانه ای یک اختتامیه، باعث ترغیب دیگر وبلاگ نویس ها به حضور در این حوزه بود.
    (http://hajj.ir/14/47614 ـ صفحه خبرگزاری حج درباره اختتامیه در حضور نماینده ولی فقیه؛ پاراگراف یکی مانده به آخر)
  5. به نظر شیوه نظرسنجی صحیح نبود،شاید هدف گذاری درست بود، اما نتیجه دلخواه به دست نیامد. هرکس، هر تعدادی آشنا داشت، رأی می آورد و حقیقتاً ربطی نداشت که سطح وبلاگ ها چگونه باشد.
  6. آمار نهایی شرکت کنندگان در نظرسنجی، 2111نفر بود، که برای یک جشنواره، در این سطح، خیلی کم بود. و همین شاید نشان دهد که آن طور که باید و شاید ابزار رسانه به درستی استفاده نشد.
  7. کاش دونوع برگزیده می شدند، یکی بر اساس رأی داوران و دیگری کاربران؛ البته با تبلیغات و حضور رسانه ای بیشتر.
  8. کاش لینک فعال همه وبلاگ ها در صفحه نظرسنجی بود.
  9. از باگ های سیستم این بود که هر نفر، به تعداد روزهای نظر سنجی، می توانست رأی بدهد؛ ضمن اینکه با فیلترشکن نیز می شد دوباره رأی داد.
  10. به علت عدم پهنای باند مناسب سیستم، بارها دوستان با بنده تماس گرفتند که صفحه ای که لینک نظرسنجی در آن قرار دارد، سفید می آید. همان Hajj.ir/30
  11. حوزه وبلاگ و سایت باید از هم جدا بشود. اینکه تمامی امکانات ممکن را یک نفر روی صفحه بگذارد، امتیاز محسوب نمی گردد.
  12. اسم جشنواره را تغییر دهید به «جشنواره حج و عتبات»؛ چون وقتی نام جشنواره حج باشد و برگزیده اول، وبلاگی درباره عتبات باشد، کمی متناقض است. 3* هر چند در توضیحات ذکر شده بود، وبلاگ هایی با موضوع حج و عتبات؛ با پیشنهاد می شود اگر قرار است شش ماهه باشد، یکی درباره حج باشد و دیگری عتبات؛ هر چند به نظر می رسد شش ماهه بودن جشنواره، اعتبار کار را کم می کند.
  13.  در داوری، تولیدی بودن مطالب ملاک قرارگیرد.
  14. اگر امکانش هست، اسامی وبلاگ نویس ها را اعلام رسمی نکنید. بعضی ها دوست دارند به هر دلیلی، در فضای مجازی، گمنام باشند. این کار باعث می شود مجبور شوند دیگر به راحتی ننویسند یا وبلاگ را ببندند؛ در لینک های سایت هم اسامی اصلی افراد، اگر در وبلاگشان ذکر نشده، ذکر نشود.
  15. یک مسئله را به عنوان خواهر کوچک دوست داشتم بگویم: در جشنواره های بعدی، اگر سطح جوایز بالاتر برود، اهدافی که از جشنواره مدنظرتان بوده بیشتر محقق می شود. ترغیب های الهی هم همیشه جوایز خوبی دارد.
    به هر حال، باب مقایسه باز است میان جشنواره های مشابه. «جشنواره تولدی نو» به همت ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان، برگزار شده است، با اختتامیه ای دانشجویی و هدیه یک سهمیه عمره که بستگی به رتبه، همه یا بخشی از هزینه نیز از سوی ستاد تقبل شده بود. می شود باور کرد دست حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت از ستاد عمره دانشگاهیان، بسته تر است؟!4*
  16. می شد به جایزه هایی در فضای مجازی فکر کرد، مثل دامنه اختصاصی، فضای آپلود و...

1*در عکس صفحه سایت، کادری گذاشتم دور بخشی از مطلب، که مدنظرم بود.
اضافه نوشت: ظاهراً به دلیل اشکالات نمایشی بلاگ اسکای، جملاتی که اینک بود، مشخص نمی شد، دوباره لینک ها بصورت آدرس اضافه شد...
2* همه اش همین بود: یک ساعت رومیزی، یک DVD و یک لوح تقدیر و مقدار متنابهی روزنامه که یحتمل برای شیشه پاک کردن شب عید فرستادند. سؤال جدی این بود که در نصف این جعبه هم می شد این هدایا را فرستاد و نیاز نبود که اینقدر پول پست بدهند.

3* این حرف اصلا به معنای زیر سؤال بردن نفر اول مسابقه که مطابق ضوابط در مسابقه شرکت کرده، و برنده شدند نیست. همانطور که گفتم در ضوابط اشاره شده بود وبلاگ ها در حوزه حج و عتبات باید باشند، اما نام جشنواره فقط حج بود و این نقدی است به برگزارکنندگان جشنواره، نه شرکت کنندگان؛ بنده برای ایشان احترام زیادی قائلم به عنوان کسی که سال هاست توفیق زیارت عتبات را دارند. الحمدلله جناب چهل اخترانی، نفر اول مسابقه، بعید می دانم چنین برداشتی بنمایند.

4* انتظار هدایایی نبوده و نیست، واقعا... هرچند امیدش بود. اما گفتم برای اینکه ناگفته نماند.

5*امیدوارم این حرف ها جز در جهت اصلاح زده نشده باشد. و اگر هدفی مادی یا دریافت جایزه ای بیشتر، مدنظر بود، خیلی راحت می توانستم همان موقع در تب و تاب جشنواره این پست را بگذارم، نه حالا که همه چیز تمام شده و همه صداها خوابیده.

6*این هم اختتامیه جشنواره برای خوانندهایی که شاید منتظر آخرش بودند.

و من الله التوفیق


اضافه شده در تاریخ 14/4/93: اول خواستم پست جداگانه بگذارم، اما دیدم همین جا گفته شود، مناسب تر است.

جا دارد تشکر کنم از حضور شخص حجة الاسلام برکت رضایی که کلیک رنجه فرمودند و در وبلاگم حضور پیدا کردند واین پست انتقادی را مطالعه کرده و نظرشان را مرقوم فرمودند.  امیدوارم توفیقاتشان در این راه مستدام باشد و جشنواره های بعدی با کمیت و کیفیت بهتری برگزار شود.

نگاشته شده در چهارشنبه 4 تیر 1393 ، 17:08 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب 4 نظر