و الی اخیک

امروز،
اینجا
برای نخستین بار،

خواندم:

وَ عِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلاَئِکَتُهُ و إلىْ أخِیکَ بُعِثَ الرُّوحُ الاَمِینُ آتاکُمُ الله مالَمْ یُؤْتِ أحَداً مِنَ العالَمِینَ

خدایا شکر
اللهم تقبل منا...



ذوق و شوقم برای رسیدن به کربلای حسین (علیه السلام)، کمتر از حرم پدر(علیه السلام) نیست...
لحظه شماری می کنم تا حرم عمو جان را ببینم.
دعاگویتان هستم...

نگاشته شده در سه‌شنبه 18 آذر 1393 ، 08:00 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب
نظرات (1)
جمعه 21 آذر 1393 19:40
گل
امتیاز: 0 0
لینک نظر

خوشحالم برات که امروز کربلایی
خوشحالم برای اونایی که طلبیده شدن
با پای پیاده
با کوله پشتی بر دوش و پاهای آبله زده
خسته و سرشوق
شوق دیدار
شوق انتخاب اولین دیدار
دیدار برادر بزرگتر یا باب الحوائج
موندن سر دوراهی اونم توی بین الحرمین ی چیز دیگه ست!
خدا قسمت کنه این سرگردانی رو
دلم گرفته
امشب دیگه خیلی خیلی خیلی


التماس دعا کوثر جان خیلی خیلی
پاسخ:
سلام...
باورش سخت بود و سنگین و هنوز هست...
محتاج دعایم عزیز.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد