X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

مشهد نوشت

یک شب تا صبح، حرم ماندم و خوابیدم... به هر حال اگر مخیر باشی میان حرم ماندن و خوابیدن که لااقل نصفش به زیارت و عبادت بگذرد، با اینکه خانه باشی و به دلیل راه دور، نرسی به حرم، ترجیحم اولی است...

این بار به دلایلی خیلی به زیارت نرسیدم. به نظرم زیارت یعنی اینکه از هر 24 ساعت یک روز، لااقل یک سومش را در حرم باشم، دیگر اگر نشد، یک چهارمش... نه اینکه 23 ساعت دنبال چیزهای دیگر باشم و خواب و یکساعت در حرم زیارت کنم.


اول دهه کرامت، روز میلاد بانو، ایستادم روبروی گنبد برادر و سلام دادم. چقدر دلتنگ حرم بانویم.


نگاشته شده در یکشنبه 8 شهریور 1394 ، 01:06 | به قلم سنا بانو | چاپ مطلب
نظرات (2)
یکشنبه 22 شهریور 1394 07:07
گل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
پس مشهد بودی....
پاسخ:
علیک سلام
بله
پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 10:40
همین من ساده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوس جون
جند سال بود دهه کرامت مشهد بودم ؛اون قدر دلم گرفته بود امسال.خوش به حال شما که هرچند اندک ولی مجاور بودین
التماس دعا
پاسخ:
علیک سلام گلم....
آدم وقتی هر سال، یک جا باشد ویک سال نتواند برود، خیلی دلش می گیرد... سال اولی بود که دهه کرامت مشهد بودم. الحمدلله...
حاجت روا ان شاءالله
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد