باز هم رفت! بی معرفت، فکر صاحبش را نمیکنند، هر سال سرش را می اندازد پایین و در آخرین دقایق، یک مسافر پیدا میکند که آویزانش شود برای رفتن!
سالی که می رفتم مکه، هر چه گشتم کتاب مناسک مقام معظم رهبری را پیدا نکردم؛ فقط روی سایت دفترشان، کتاب الکترونیکیاش بود؛ چارهای نبود؛ کتاب را دانلود و صفحهبندی کردم؛ دقیقا شبی که فردایش باید فرودگاه میرفتیم، سیمیاش کردم. همه جا همراهم بود ...
2 سال گذشته...
پارسال یک بنده خدایی میخواست برود تمتع، دادم بهش...
امسال فکر کردم میماند پیشم، اما همین امروز، یک مسافر پیدا کرد که با او راهی سرزمین وحی شود...
کاش برای بنده هم دعا کند...
مگر در قرآن نیامده: یسبح لله مافیالسماوات و مافیالأرض...
- آره! الان شارژ ندارم. (این یعنی اینکه الان می تونم صحبت کنم، مشکلی نیست...)
زنگ زدم!
- سلام بی معرفت! معلومه تو کجایی؟ خوبی؟ کجایی الان؟
- سلام، روبروی قبة الخضراء
- دروغ می گی؟!
- آره! دروغ می گم... (تکیه کلامشه...)
- جدی اونجایی؟!
بی معرفت این چه طرز خداحافظی کردنه... نمی گی دلم میشکنه ...
بماند! کلی گفت از جلو افتادن سفرشون، اینکه قرار بود، 30 مهر بروند و تازه تو فرودگاه، داشته با عمه و خاله و غیره خداحافظی می کرد... کلی دلخور بود از هم اتاقی های پیر و مریضش؛ و اینکه داره کم کم سرما می خوره و...
5 دقیقه ای حرف زدیم، گفتم حلالت کردم... (شاید بهانه بود، وقتی که برایش زدم که حلالت نمی کنم، بهانه حرف زدن... بهانه گریه کردن... دلم بدجوری برای صحن و سرای رسول الله تنگ شده...)
فقط خیلی دعا کن! خیلی زیاد... خصوصا عذفات... عرفات... عرفات...
*****
امسال، چندنفری که از دوستان دارند می روند، همه کسانی بودند که پارسال سر یک مشکلی خیلی اذیت شدند... و امسال خدا طلبیدشان، شاید می خواست از دلشان دربیاورد...
خداجون! دلم بس گرفته و ابری است...
*****
2 ساعت بعد، SMS زد که: فرق مناره سبز با مناره های دیگه چیه؟ سوال مسابقمونه
بنده که چیز درست و درمونی پیدا نکردم برای جوابش...