⠀

⠀

230. مناره سوم: حلالیت

بسم‎الله

از یک سمت دفتر، شروع می‎کنم به نوشتن نام هر کسی که به ذهنم می‎رسد.

اول سراغ فامیل می‎روم: پدری و مادری، دور و نزدیک، و الأحیاء منکم و الأموات... حاضران و درگذشتگان، پیر و جوان، کوچک و بزرگ...

بعد هم  

ادامه مطلب ...

229. مناره دوم: اذن

بسم الله
امسال، بعد دومین عمره ـ که هدیه شهید بود۱ عجیب دلم هوای حج کرده است؛ مادر باید برود، و بابا هر چند دلش رضا نیست که همسر را تنهایی راهی کند، اما فعلاً چاره‎ای ندارد. خودش سال‎ها قبل رفته و امسال، شرایط کاری و شغلی، اجازه همراهی نمی‎دهد؛ اما مادر مستطیع است؛ و مستطیع باید برود، و از شرایط استطاعت، همراه‎داشتن نیست.

فردی را برای خرید فیش حج، معرفی کرده‎اند. مامان و بابا با هم می روند و حوالی ظهر می‎رسند و مامان یکراست و قبل از درآوردن روسری و مانتو، وارد اتاقمان می‎شود. 
ادامه مطلب ...