-
کعبه مادر میشود
1394/02/12 15:36
فاطمه جان! آرام تر، میدانم سخت است، سنگین است، اما باید صبر کنی تا این بار را بر زمین بگذاری. شلوغ است، قدری آرامتر برو... اصلا چرا آمدهای اینجا؟ کنار بیتالله... میدانم خدای واحد یگانه... ... آرام؟ باشد... میدانم کسی از ایمانت به او اطلاع ندارد. اینجا شده است مرکز بتپرستی، پر از مجسمههای ریز و درشت؛ اما الان...
-
سفر من الخلق الی الحق1
1394/02/12 09:00
اعتکاف سفری است کوتاه از همین جا که هستیم، به سوی معبود، سه روز باشیم و خدا... یادمان باشه آن قدر بهمان نعمت داده که گاهی یادمان میرود که هست... سه روز دعوت اختصاصی برای صحبتهای درگوشی. 1)دعوت اتفاقی بازش کردم، مثل همه صفحاتی که هر روز باز میکنم، بیهدف، نا امید، میدانستم شرایط شرکت ندارم. اما این بار یک گزینهاش...
-
در سرزمین آفتاب5
1394/02/05 09:00
یکشنبه 94/1/2 ساعت 12، می شود یک، امشب ساعت ها یک ساعت جلو می رود. گوشی محترم هم اتوماتیک این کار را انجام می دهد. سال اول کلی گیج شدم و مدتی طول کشید تا فهمیدم چه اتفاقی افتاده. تا دو تقریبا بیدار می مانم. 2 تا 3و نیم می خوابم. ترجیح می دهم اول وسایلم را ببندم و بعد بروم حرم تا هر زمانی که بشود. لباس مشکی ام را برای...
-
بی هوا نوشت...
1394/01/31 10:18
چند روز است که مدام این آیه توی ذهنم تکرار می شود... و واعدنا موسی ثلاثین لیلة و اتممناها بعشر... نماز ده شب اول ذی الحجه... و واعدنا موسی. و واعدنا... . . . .
-
در سرزمین آفتاب4
1394/01/29 09:00
جمعه 93/12/29 صبح قبل نماز بلند می شوم، به قصد حرم... در دارالولایه نشسته ام که پیامک مریم می رسد: بعد نماز، توی روضه، احتمالا آنتن هم هست! :| - اعجوبه! حداقل قرار را بگذار توی ایوان طلا، داخل هم گوشی آنتن نمی دهد. گوشی آنتن ندارد، می آیم در صحن تا مطمئن شوم که پیامکم رسیده. تأییده ارسالش که می آید، می آیم داخل. بعد...
-
در سرزمین آفتاب3
1394/01/22 09:00
پنج شنبه 93/12/28 آخرین پنج شنبه سال. پدر با یکی از دوستانش که خادم حرم است قرار صبحانه گذاشته. :) پدر که دیر می آید. ما هم همان هتل نماز خوانده و می خوابیم. برای ظهر قصد حرم می کنم. روزها گرم است و آفتاب مستقیم می زند توی چشم و شب ها، یک لباس گرم هم افاقه نمی کند. اوج گرما وسرما... برای مادر می زنم که ناهار منتظرم...
-
تحریم عمره و حج؟!
1394/01/19 23:28
این بحث خیلی مهم است، دوست دارم همه دوستانی که سر می زنند، وارد بحث شوند. 1- عمره مستحب است و حج واجب. 2- عربستان، پیشتاز شیعه کشی در منطقه است، بحرین ویمن، دو نمونه از تجاوزهای رفقای کاخ سفید است. 3- ماجرایی که برای دونوجوان ایرانی در فرودگاه جده اتفاق افتاد، اسف بار است. 4- تگ تحریم عمره راه افتاده... و از این...
-
در سرزمین آفتاب2
1394/01/15 09:00
سه شنبه 93/12/26 برایم عجیب بود، قبل از اذان، قطار در ایستگاه ایستاد. ایستگاه نقاب، انصافاً مسجدش حسابی تر و تمیز شده بود. یعنی تر و تمیزش کرده بودند. آخرین پل، قبل از رسیدن به ایستگاه مشهد، وقتی بعد یکسال، حرم روبرویت خودنمایی می کند... چشم ها هم بارانی می شود. السلام علیک یا غریب الغرباء. عزیزی سفارش کرده در اولین...
-
در سرزمین آفتاب1
1394/01/08 09:00
آنقدر مشهد آمدن برایمان تکرار شده، که ریزه کاری هایش را نمی خواهیم ببینیم، وگرنه مشهد هم برای خودش حال وهوایی دارد... دوشنبه 93/12/25 اینقدر کار برای خودم ریختم که نمی دانم باید به کدامش برسم. صبح خواب می مانم. 10 که بیدار می شوم، بارهایم را می بندم که اگر احیانا نتوانستم برگردم خانه، پدر ومادر زحمت چمدانم را بکشند و...
-
[ بدون عنوان ]
1393/12/25 03:33
کرب و بلا، مدینه، نجف جای خود ولی در مشـــــهدالرضا وطنی دارم از قدیم نایب الزیاره همه حاضرین و غائبین هستم. ان شاءالله به سنت چندسال اخیر، امروز عازم هستم تا سال را در جوار امام رئوف تحویل کنم. خیلی دوست داشتم بعد کربلا، یک زیارت مشهد می رفتم، اما توفیق نبود و موکول شد به 3 ماه بعد. سال تحویل هر کجا هستید، خیلی...
-
ختم قرآن
1393/12/09 17:12
برای دوست عزیزی که متاسفانه تازه فهمیدم تصادف کرده واصلا حالش خوب نیست... :( می خوام یه ختم قرآن هدیه کنم به حضرت مادر، به نیت شفا وسلامتی همه مریض ها، علی الخصوص این رفیق دوست داشتنی ام... می شد ختم را خودم بخوانم، اما شاید نفس یک نفر در حق او مستجاب شد... هر کدام از دوستان تمایل داشتند حتی در حد یک صفحه، اعلام...
-
الی طریق الکربلاء8
1393/11/20 09:00
دوشنبه 93/9/24 این بار چندساعتی را مهمان حرم حضرت پدرم. از ایوان نجف آغاز می کنم «ایوان نجف عجب صفایی دارد» عجیب، عجیب... حیف که تمام کاشی های طلایش خراب شده، کهنه شده، کاش بازسازی شود. فقط همان مصراع اول، مصراع دومش را نیستم... حرم حضرت پدر، خیلی غریب بود. کوچک... ساعتی در روضه منوره شان. زیارت مطلقه، حال و هوای خودش...
-
الی طریق الکربلاء7
1393/11/13 09:00
یکشنبه 93/9/23 بامداد، راه می افتیم سمت حرم، برای خواندن زیارت و وداع... سهممان از حرم حضرت ارباب و حرم عمو، یک ساعت است که بیشترش در صف می گذرد... و نگاهی از دور به ضریح مقدس... یک زیارت نامه، دورکعت نماز زیارت و تمام! 4 می رسیم دم خانه ابوعلی، بسته است و در زدن هایمان بی فایده؛ آخرش یکی از آقایان، از در می کشد بالا...
-
الی طریق الکربلاء6
1393/11/06 09:00
اربعین 1436 قرار، 00:30بامداد، اینقدر جمعیتی که در موکب خوابیده، فشرده است که بی خیال دوبار رفت و آمد شوم. وسایل را برمی دارم و می آیم دم در، با کلی سلام و صلوات که کسی را، خصوصاً بچه ها را له نکنم. اینجا یک چراغ کم نور را روشن گذاشتند و بقیه را خاموش کردند. ورودی کربلا، باغاتی است موقوفه حضرت عمو... ساعت یک راه می...