-
پدر، عشق، پسر (4)
1394/10/28 09:00
قدم اول:که عشق آسان نمود اول... همان هفتم آذر، ظهر حدود ساعت 1و 30 دقیقه وارد مسیر میشویم. قدم به قدم یاد سال قبل میافتیم. از روی پل آمدیم، اینجا نماز خواندیم... خاطرات سال قبل جان می گیرند وزنده میشوند. جمعیت خیلی بیش از سال گذشته است. تراکم جمعیت مرا یاد ستون 900 سال قبل، آن هم یک روز مانده به اربعین انداخت......
-
پدر، عشق، پسر (3)
1394/10/21 09:00
السلام ای عالم اسرار رب العالمین جمعه ششم آذر 1394 صدایم میکند: بلن شو، ساعت یک ونیمه. ما برگشتیم. آقایون پایین منتظرتند که ببرنت حرم، بلن میشی؟! بیدارمیشوم وکمتر از یک ربع خودم را میرسانم دم در، خیلی راه نیست وشلوغ است، اما آقایان که چشمانشانشان را به زور باز نگهداشتهاند تا ایست دوم همراهیام میکنند. میگویم...
-
پدر، عشق، پسر (2)
1394/10/14 09:00
روزها را میشمارم تا به تو واصل شوم شنبه آخر آبان 1394 بر خلاف سال قبل، امسال از خیلیها خداحافظی میکنم. دیگر همه بچههای حوزه میدانند آخر هفته عازمم، خداحافظیها می ماند برای روز آخر که دوشنبه است؛ و دوشنبه تعطیل میشود بهخاطر کنفرانس تهران و ترکشهایش به حوزه ما هم میرسد. باز مثل سال گذشته خداحافظیها ختم میشود...
-
سعودی هنوز از خون سیراب نشده...
1394/10/12 13:04
هنوز میکشند، هنوز اعدام میکند، هنوز به جرم حرف زدن، خفه می کند... اینان اعراب متمدن بازمانده از اعراب جاهلی اند... اعراب جاهلی اش چه بودند... هنوز داغ منا تازه است، هنوز مفقودین منا شناسایی نشده اند... هنوز... این بار «ثلم ثلمة لایسدها شی...» روحانی مبارز شیعه عربستان، به جرم شیعه بودن به دست وهابیت خونخوار به شهادت...
-
پدر، عشق، پسر (1)
1394/10/07 02:06
سخن آخری که اول میزنند (مقدم نوشت) از حرم تا حرم، گفتهاند 90 کیلومتر است، مسافتش مهم نبوده و نیست، اگر بجای 90 کیلومتر، 900 کیلومتر هم بود، باکی نبود... شاید نه 3 روزه، 30 روزه میرفتیم. و شاید نه با یک کولهپشتی، با کوله بار؛ اما آدمی در این سفر هر چه سبک بارتر برود، به نفع خودش است، انگار سفر آخرت است، چه اینکه در...
-
انتظار...
1394/09/25 23:23
انا لله و انا الیه راجعون بعد از قریب 84 روز از فاجعه خونین منا، بنا به اداره تشخیص هویت عربستان سعودی، خادم ضیوف الرحمن حاج عمار میر انصاری در مقبرة الشهدای منا به خاک سپرده شده... و بنا به وصیت ایشان، پیکری هم به ایران بازنخواهد گشت. وقتی خانواده بزرگوارشان، اینگونه پذیرفته اند، احترام می گذارم به باور و نظرشان......
-
سال 84...
1394/09/16 00:11
شهید برادران... ده سال گذشت دختر 3 ساله ات، حالا ده سال است که فقط با نام و خاطرات پدر زندگی می کند... نمی دانم هفته پیش سالگرد گرفتند که نبودم، یا این هفته... کاش حداقل صدا وسیما یادش نمی رفت روز 15 آذر را... روزی که بزرگترین غم بود برای جامعه خبری... کاش سایت های خبری فراموش نمی کردند این فاجعه را... کاش... توفیق...
-
مسیر عشق
1394/09/01 06:23
کم کم بارها را می بندم برای رسیدن به او... کوله را گذاشته ام گوشه اتاق و دارم آماده اش می کنم. هنوز کلی خرید دارم. هنوز کلی کار مانده... روز شماری می کنم برای آخر هفته و پرواز به سمت حرم حضرت پدر... پدرجان! کمتر از یک هفته مانده. امروز یکشنبه ان شاءالله پنج شنبه در جوار حرم حضرت پدرم. ان شاءالله قدم می گذاریم تا کربلا...
-
اربعین منا
1394/08/12 21:06
چهل روز گذشت از مصیبت... چهل روز غم و دوری... چهل روز بی پدری، بی مادری، بی فرزندی، بی همسری... از امروز دیگر دور , وبر خانواده های صاحب عزا خلوت می شود، آن ها می مانند و تنهایی ونبود عزیزشان... پ.ن1: استاد قرار بود یک ماهه برگردی، الان 70 روز گذشت... می دانم دنبال پایان نامه نرفتم. اصلا نمی توانم ببینم کس دیگری روی...
-
مدینه
1394/07/26 22:49
دلم مدینه می خواهد، اینکه بایستم روبروی قبة الخضراء، به پهنای صورت اشک بریزم و بگویم : آجرک الله یا رسول الله فی مصیبة ابنک حسین... و همانجا سلام دهم به حضرت مادر السلام علیک یا أماه، یا بضعة الرسول... آجرک الله فی مصیبة ابنک ثارالله روبروی بقیع... السلام علیک یا جداه، یا حسن بن علی، آجرک الله یابن رسول الله فی مصیبة...
-
مناره شهادت
1394/07/17 23:16
و ده سال گذشت و باز هم یک شهید دیگر، خدا سر راهم قرار داد... ده سال پیش، شهید حاج علیرضا برادران نجار و امسال شهید حاج ناصر قربان نیا... شهید اول، همسفر عمره بودیم و ۸ ماه بعد در سقوط هواپیما در سال ۸۴، در جوار رحمت حق آرام گرفتند. و شهید دوم، استادم بودند و در سرزمین منا در سال ۹۴ به دیارباقی شتافتند... با شهید اول،...
-
استاد رفت...
1394/07/14 20:05
استادمان رفت. شاید دعای حقیر در حقشان مستجاب شد، سال گذشته، در زیارت اربعین خداحافظی کردم و التماس دعا داشتند، دعا کردم: خدایا! استادمان را عاقبت بخیر کن... عاقبت بخیر شد... شک ندارم که عاقبت بخیر شدند، بعد عرفات، در لباس احرام... باید برای پورپزالم دنبال استاد دیگری باشم، استاد رفت... پنج شنبه تشییع می شود تا خانه...
-
استاد قرآن
1394/07/14 09:34
سن و سال نداشت، ۲۹ سال اما عرض عمرش زیاااااااااااااااااااااااااااد بود. چند رتبه کشوری قرآن رتبه اول مسابقات بین المللی قرآن کریم... استاد بود با کلی شاگرد نوآموز، در شهر کویری یزد، شهری که مردمش از جنس کویرند، گرم... . . . حالا همه شان یتیم شدند... هم دو دختر خردسالش و هم پسربچه هایی که امید بسته بودند به استادی بین...
-
مناره خونین
1394/07/09 04:33
شاید برای همیشه... اینجا را یک زمانی باز کردم برای اینکه از شعفم بنویسم... از حسرت زیارت از اینکه شاید نوشته هایم، کسی را ترغیب کند تا راهی شود، دلش بتپد. مرحمی شود برای دل های جامانده در آستان دوست... اما شاید دیگر هیچ وقت از ذوق زیارت ننویسم، این روزها چشم انتظار یک خبر خوبم... شاید مفقودین، بعضی هایشان... یک نفر هم...